دلواژه های خاموش

خطی خطی هایی که شکل شعر دارند

دلواژه های خاموش

خطی خطی هایی که شکل شعر دارند

جگر گوشه۔۔۔(چالش بداهه)

خواب دیدم که دوباره به مقر می آیی
در شب تیره ی من شکل قمر می آیی

خیره در چشم غم فرقت جان خندیدم
جشن بگرفته که اینک ز سفر می آیی

تکه های دل صد پاره گرفتم در دست
دلخوش از آن که تو شیرین و شکر می آیی

در مثل همچو جوانی که به بند افتاده
و تو مادر که به دیدار پسر می آیی

وعده ها از پی دلداری خود می دادم
غافل ای دل، که تو شری  و شرر می آیی!!

مات ماندم تو که خوشحال از اینجا رفتی
از چه رو واله و حیران پکر می آیی؟؟

گفته بودم که تو را نیست در این رفتن سود
می شوی نادم و از راه ضرر می آیی!!

ای جگر گوشه تو را روشن و آگه کردم
که به هرجا بروی خون به جگر می آیی

همه ی حجم خیالات شبم یاد شماست
و  تو شاه بیت که میجوشی و سر می آیی

شنتیا هر غزلی گفت، تو بودی مضمون
دارد امید که آخر به ثمر می آیی


مجتبی حیدری(شنتیا)

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد