دلواژه های خاموش

خطی خطی هایی که شکل شعر دارند

دلواژه های خاموش

خطی خطی هایی که شکل شعر دارند

دستم نمک ندارد

با ما خیال سازش چرخ فلک ندارد
حتی خدا هم انگار قصد کمک ندارد
کرده رهایمان تا با درد خود بمیریم
گویی در این اراده یک ذره شک ندارد
او نیز خسته از ما،نومید از هدایت
پی برده آدمیزاد دیگر محک ندارد
داری تو کاملا حق از از خلق رو بگیری
وقتی غزاله رحمی بر آهوک ندارد
حرمت نماند و اندر مابینمان وفا نیست
حوا دگر تمایل بر آدمک ندارد
امروزِ روز  ابلیس، استاد مکر و حیله
شاگرد مکتب ماست، فن و کلک ندارد
از نعمت جوانی ما  بهره ایی نبردیم
دنیای سالمندان ، دل خوش کُنک ندارد
سرخ است صورت ما از بَرکات سیلی
به به چه نیلگون است،کمبود چک ندارد
نفرین کیست آیا؟ دنبال،کین جماعت
یگ نان گرم و قدری آب خنک ندارد
کوته کنم سخن را،شکوایه از کسی نیست
هر آنچه میکنم باز،دستم نمک ندارد
این شرح حال مان بود اینگونه است اری
پروانه التفاتی،  با  شاپرک  ندارد


مجتبی حیدری

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد